ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي
271
رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )
عراقى از خلفاى شاه قاسم نور بخش بوده به خلافت او در كشمير آمد . جواب : مختصر به چند وجه مىباشد : اوّل : بيان شد كه لفظ مير مشترك ميان صاحب ثروت و سيد و غير آن مىباشد ، پس لفظ مير دليل بر سيادت عراقى نمىشود . ثانى : ثابت نيست كه عراقى مزبور يا آباء او دعوى سيادت كرده ، و بعد آن بر دعوى خود بيّنهء عادله و حجّت قاطعه اثبات كرده ، و الّا در زمان نوّاب غفران مآب إبراهيم خان علماء عصر تكذيب و سكوت و توقّف در اين قوم مىفرمودند ، بر مدّعى اثبات دعوى اوست . ثالث : ثابت نيست كه عراق عقبى داشته باشد ، چه مؤرّخان كشمير منهم ميرزا حيدر كاشغرى و خواجه اعظم ديده مرى مىنويسد : كه بعد موت شيخ شمس الدين عراقى پسرش را به تهمت رفض كشتند ، پس عقبى از او باقى نمانده : بر مدّعى اثبات عقب عراقى مىباشد . رابع : شهرات لاحقه حجّت نمىباشد وقتى كه در طبقهء سابقه شك يا خلاف باشد ، چه در مورد شك و اختلاف نزد اصوليين اصل عدم است و استصحاب باقى تا اثبات دعوا مىباشد . خامس : از انساب صفويه مير محمد شمس الدين پسر شيخ سلطان ابراهيم تا اين وقت ديده نشد . سادس : انكار و اعتراض معتمدين اعلام و اهل خبرهء ملك كشمير عصر به عصر إلى حين بر سيادت اين طايفه به همين سبب ثابت مىباشد . سابع : مؤرّخين كشمير منهم ملك حيدر رئيس كشمير در تاريخ خود نوشته كه ملك موسى هدايت دستگاه شيخ شمس الدين عراقى را با جميع فضائل و فواضل متّصف در محلّهء جديبل ديده .